حسرت کشیده است دل بی قرار من...

حسرت کشیده است دل بی قرار من...
آتش گرفته این جگر داغدار من
سرما به عمق جنگل من ریشه کرده است...
باریده برفِ سرد به روی بهارِ من
تاری ز موی یار به دستم نمی رسد....
نالیده است هرشب از این غصه، تارٍ من
مجبور بوده ام که ببارم تمامِ عُمر
سیل آور است گریه ی بی اختیار من
بنشین به ناز ای همه ی زندگی! شبی...
مثل غبار بر سر سنگ مزار من
دیدگاه ها (۵)

...با من بمان که بی تو این بهار نمی‌خواهمدر هجـر مـی‌سـوزم و...

کاروان می رسد از راه‌، ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب ...

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط