گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولی روی تو را می بوسم

خلوت ساکت یک جوی حقیرم بی تو
با تو گسترده گی پهنه اقیانوسم

ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه
من چرا این قدر از آمدنت مایوسم؟

این غزل حامل پیغام خصوصی من است
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم !

گر چه تکرار نباید بکنم قافیه را
به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم-

بار دیگر می گویم تا یادت نرود
(مهربان باشی با قاصدک مخصوصم)
دیدگاه ها (۳)

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

‌ ‌گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولــی روی تو را...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولــی روی تو را ...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را م...

گرچه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می‌...

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را م...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولــی روی تو ر...

روناک عزیزم ، تبریک تولدت را با قسمتی از شعر بهروز یاسمی شرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط