"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان،
دوستت دارمهایی که می شنوی
یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...

وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت !

آری ،
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ......
دیدگاه ها (۱)

"رفتن" !•رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريه...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريه...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار...

رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط