به خلوت بی ماهتاب من بگذر /به شام تار من ای آفتاب من بگذر

به خلوت بی ماهتاب من بگذر /به شام تار من ای آفتاب من بگذر کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است / فرشته وار شبی را به خواب من بگذر نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم / بیا به پرتو جام شراب من بگذر اگر که شعر شدی بر لبان من بنشین/اگر که نغمه شدی از رباب من بگذر فروغ روی تو سازد دل مرا روشن/ بیا و در شب بی ماهتاب من بگذر کرم کن و در کلبه ام قدم بگذار / مرا ببین و به حال خراب من بگذر تو را که طاقت سوز من یک دم نیست/نخوانده شعر مرا از کتاب من بگذر عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگی
دیدگاه ها (۲)

"" لذّت دنیا، داشتنِ کسی ست که دوست داشتن را بلد است؛♥ به هم...

تو میخواهی بروی، من برتر میدانم بپرم گاهی که تو میگویی، من م...

قلبم را شکستی قلبم را شکستی اما صدای فریادم را نشنیدی. چه بی...

ای دل ای دل دل دیوانه بر عشقش شدی افسانه در دامش شدی زولانه ...

به خلوت بی ماهتاب من بگذربه شام تار من ای آفتاب من بگذرکنون ...

چرا رفتی؟ چرا؟ من بی قرارمچرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم، به سـر...

🌸❤ای آشنای منبرخیز و با بهار سفر کرده بازگردتا پر کنیم جام ت...

فراز مردانی

آویزان نوری و ترجمه‌ی شعرهایی از او

معصومعلی مسکینی

⏳🍀روزی روزگاری🍀⏳

خداوندا...!!!اگر روزی بشر گردیزحال بندگانت با خبر گردیپشیمان...

#کارو_شاعری_هرزکار_بود_از_آدمای_امروزی_بدتر_هوس_زیادی_کورش_ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط