به خلوت بی ماهتاب من بگذر /به شام تار من ای آفتاب من بگذر
به خلوت بی ماهتاب من بگذر /به شام تار من ای آفتاب من بگذر کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است / فرشته وار شبی را به خواب من بگذر نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم / بیا به پرتو جام شراب من بگذر اگر که شعر شدی بر لبان من بنشین/اگر که نغمه شدی از رباب من بگذر فروغ روی تو سازد دل مرا روشن/ بیا و در شب بی ماهتاب من بگذر کرم کن و در کلبه ام قدم بگذار / مرا ببین و به حال خراب من بگذر تو را که طاقت سوز من یک دم نیست/نخوانده شعر مرا از کتاب من بگذر عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگی
- ۲.۲k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط