در این شبـهای تاریکـ ...

در این شبـهای تاریکـ ...
در این غوغای آدمـ های بی ستارهـ ...
بیا من و تـو
همین یک فانوسـ را همـ
خاموش کنیمـ !
بگذار چشمـ های تو
با همین دست های خالی من
راهـ ها را روشن کند !
باکی نیستـ
از زمین خوردن های بی مهابا ...
زخمـ های عشق
شیرین است و خواستنی !
بیا همین یکـ فانوس را همـ
خاموش کنیمـ
دیدگاه ها (۲)

تو زندگی هممون یه زخم‌هایی هستکه اومدن از ما آدم بهتری بسازن...

﷽#مولاجانم🥀به تمنای طلوع تو جهان چشم به راهبه امید قدمت کون ...

گر هزاران دام باشد در قدم ، چون تو با مایی ، نباشد هیچ غم......

بنام افریدگار خردامروز ما در بطن تاریک‌ترین قسمت زندگی در تم...

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دمشهر ها داستان های زی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط