هرچه دشنام از لب ها خواهم برچید

هرچه دشنام از لب ها خواهم برچید
هرچه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را باخورشید
دل ها رابا عشق سایه ها را با آب
شاخه ها را باباد
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

فیک : بین راندها

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

پارت نهم پشت در کسی منتظرم بودآرینا دستگیره را چرخاند.در با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط