غمش در نهانخانه ی دل نشیند

غمش در نهانخانه ی دل نشیند
به نازی که لیلا به محمل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه ام ناقه در گِل نشیند

خَلَد گر به پا خاری ، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند

پی ناقه اش افتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست ، مشکل نشیند

عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گِل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدائی به شاهی مقابل نشیند

طبیب ! از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند ؟

#طبیب_اصفهانی🍂❤️
دیدگاه ها (۰)

حقیقت ندارد؛زمانی که انسان پیر میشوداز رویاهایش دست میکشدبلک...

گر طره نیفشانی، کی شام شود صبحمور چهره نیفروزی کی صبح شود شا...

عشق در فرقه‌ی ما ، میکده‌ای متروک استبا دری کهنه و فانوسی و ...

تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط