با گریه می نویسم

با گریه می نویسم
از خواب
با گریه پا شدم
دستم هنوز
در گردن بلند تو آویخته ست
و عطر گیسوان سیاه تو با لبم
آمیخته ست
دیدار شد میسر و ...
با گریه پا شدم
دیدگاه ها (۱)

آیا شما هم مثل من احساس دارید؟!روحی ظریف و نازک و حسّاس داری...

به دلم گفتم: خلاصه ای ازعشق بگو گفت: آغاز کسی باش که پایان ت...

دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلفبگشایی و مشام مرا مشکبو ...

گاهی که نههمیشهبه چیزی بیشتر از شنیدندوستت دارم محتاجم...!به...

منو از یاد نبر.....

Part¹⁵پرش زمانی به ساعت چهار صبح ...............کوک ویو از خ...

آقای مظلوم خداحافظ🥀💔به امیدِ دیدار اقاسیدعلی...به امیدِ دیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط