نسبت عشق به من

نسبت عشق به من
نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق ترم
یا تو به من؟

زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن

بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن

وای بر من که در این بازی بی سود و زیان
پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهدشکن

باز با گریه به آغوش تو برمی گردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن

تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
دیدگاه ها (۰)

🔸🔸🔸دنیا تنها پوسته را می‌بیندامّا آنچه تو را می‌سازد،غمی‌ست ...

آنجا که زورت به دردها نرسیدخودت را به آغوشم برسانتمام زخم‌ها...

ای سرزمین دوردست، آیا عشق من در نامه‌ها گم شد؟!— محمود درويش

بیاتا خاک ٫ دراین مزرعه پاکدر این خاکبه جز عشقبه جز مهرهیچ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط