وصیت نامه ی عاشق.....
وصیت نامه ی عاشق.....
در آن ساعت ک میگردد نفس در سینه ام خاموش
نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد
نمیخواهم ک مادر سختی جان کندنم بیند
نمیخواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را، ولی مادر...
اگر روزی عزیزی آشنا آمد ز تو پرسید :
فلانی کو؟؟؟
بگو در بسنر ناکامی،و حسرت شبی جان داد ولیکن تا دم آخر چنین می گفت :
»رندگی بازیگر شطرنج بود
زندگی تعبیر یک نیرنگ بود
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس ک تک خال محبت بر زمین انداختیم»
در آن ساعت ک میگردد نفس در سینه ام خاموش
نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد
نمیخواهم ک مادر سختی جان کندنم بیند
نمیخواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را، ولی مادر...
اگر روزی عزیزی آشنا آمد ز تو پرسید :
فلانی کو؟؟؟
بگو در بسنر ناکامی،و حسرت شبی جان داد ولیکن تا دم آخر چنین می گفت :
»رندگی بازیگر شطرنج بود
زندگی تعبیر یک نیرنگ بود
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس ک تک خال محبت بر زمین انداختیم»
- ۲.۷k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط