وصیت نامه ی عاشق.....

وصیت نامه ی عاشق.....
در آن ساعت ک میگردد نفس در سینه ام خاموش
نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد
نمیخواهم ک مادر سختی جان کندنم بیند
نمیخواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را، ولی مادر...
اگر روزی عزیزی آشنا آمد ز تو پرسید :
فلانی کو؟؟؟
بگو در بسنر ناکامی،و حسرت شبی جان داد ولیکن تا دم آخر چنین می گفت :
»رندگی بازیگر شطرنج بود
زندگی تعبیر یک نیرنگ بود
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس ک تک خال محبت بر زمین انداختیم»
دیدگاه ها (۳)

عشقم و از دس دادم، همه کسم و ،فوت شده، چرا نباید آدم به عشقش...

امضا نی نی فداش بشم الهی، بوووووس،جووووونممممم!!

بفرمایید !!! فقط ی بار تعارف میکنماااااا، خود دانین ;-)

بفرماییید..!!!! خیلی میچسبه ...خخخخ!!!! ;-)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط