عشق جاودان

عشق جاودان
ویو شوگو
پارت:۶۱
لانا:خب چرا نمیفهمی من از بچگی عاشق تو بودم همه کار کردم تا به چشمت بیام ولی تو عاشق ایومی بودی حتی به من نگاهم نمیکردی
شوگو: لانا منو تو باهم بزرگ شدیم من تورو‌همیشه به چشم خواهرم دیدم نه بیشتر نه کمتر
این و گفتم و از جام بلند شدم و همونطور که داشتم میرفتم گفتم
شوگو:نزدیک زندگی من نشو
از بار خارج شدم و ماشین منو اوردن و سوارش شدم به سمت خونه حرکت کردم و بعد ۳۰مین رسیدم بدون اینکه لباس هامو عوض کنم وارد تخت شدم و طولی نکشید که به خواب رفتم و سیاهی.....

ویو دازای
با نور افتاب بیدا. شدم و به سمت حموم رفتم و واردش شدم و لباس هامو بیرون اوردم (منحرفا)به زیر دوش رفتم بعد ده مین اومدم بیرون و کارای مربوطه رو انجام دادم و از اتاق بیرون زدم در اتاق ایومی رو زدم و گفت
ایومی:بیا داخل
دازای: اماده ای بریم
ایومی: اره ، فقط یه چیز بخوریم
دازای:اهوم


بعد از خوردن صبحونه به سمت ساحل حرکت کردیم
ایومی:اینجا کجاست
دیدگاه ها (۱)

عشق جاودان پارت ۶۲ویو دازای‌ایومی:اینجا کجاست دازای:ساحل مور...

عشق جاودانپارت ۶۳چویا: منم دازای : ولی چرا تمام این مدت برنگ...

عشق جاودان پارت ۶۰ویو شوگواگه چویا رو پیدا کنم دوباره ميتونم...

رمان عشق جاودان پارت ۵۹ویو دازاییهو از خواب پریدم همش خواب ب...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹⁵* ...

part ۱۲به طرف ماشین رفتم سوار ماشین شدن و راهی خونه شدم. ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط