به سوی تو....

به سوی تو....
به شوق روی تو....
به طرف کوی تو......
سپیده دم ایم، مگر تورا جویم.....
بگو کجایی.....

نشانه تو، دهد زمین گاهی.......
زاسمان جویم.......
ببین چه بی پروا، ره تو میپویم، بگو کجایی.....

کی، رود رخ ماهت از نظرم، نظرم.....
به غیر نامت، کی نام دگر ببرم.....
اگر تورا جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی.....

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی......
فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی.......

یکدم، از خیاله منننن، نمیروی ای غزال من........
دگر چه پرسی، زحال من
تا هستم من، اسیر کوی توام، به ارزوی تو ام......

اگر تورا جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی......
بدست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی.......
فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی.......

خدایااااااااااا............:'(
دیدگاه ها (۳)

اگر تو را جویمحدیث دل گویمبگو کجایی؟🌱🌸🌸🌸🌸🌸🌸

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

به سوی توبه شوق روی توبه طرف کوی توسپیده دم آیممگر تورا جویم...

به سوی توبه شوق روی توبه طرف کوی توسپیده دم آیممگر تورا جویم...

به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی توسپیده دم آیم مگر تو را ...

به سوی توبه شوق روی توبه طرف کوی توسپیده دم آیممگر تورا جویم...

یک دم از خیال من نمی‌روی ای غزال مندگر چه پرسی زحال منتا هست...

کی رود رخ ماهت از نظرم نظرمبه غیر نامت کی نام دگر ببرماگر تو...

به سوی تو، به شوق روی توبه طرف کوی توسپیده دم آیممگر تو را ج...

به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی توسپیده دم آیم مگر تو را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط