دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید

اینقدر آئینه ها را به رخ من نکشید

اینقدر داغ جنون بر جگرم نگذارید

چشمی آبی تر از آئینه گرفتارم کرد

بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

آخرین حرف من اینست زمینی نشوید

فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید .... !

ناصر حامدی
دیدگاه ها (۳)

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذا...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذا...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوستــ دارم بــروم ســر به سرم نــگذاریدگریـــه ام را بــــه...

دوست دارم بروم سربه سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذار...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگ...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط