من خرابم بنشین زحمت آوار نکش

من خرابم بنشین ، زحمت آوار نکش

نفست باز گرفت ، این همه سیگار نکش

آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند ، منم

آنقدر داغ به جانم ، که دماوند منم

توله گرگی ، که در اندیشه ی شریانِ منی

کاسه خونی، جگری سوخته مهمان منی

چَشم بادام ، دهان پسته ، زبان شیر و شکر

جام معجونِ مجسم شده این گرگ پدر
دیدگاه ها (۲)

آخرم راشنیده ای اما ...در دلت هیچ التهابی نیست با تو مرگ وبد...

خواب دیدم که شعر و شاعر راهر دو را در عذاب می‌خواهیاز تعابیر...

مثل سیگار ، خطرناک ترین دودم باششعله آغوش کنم حضرت نمرودم با...

چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط