p5

p5
از زبان ا.ت
صبح بیدار شدم کوک نبود رفته بود حموم که یهو از قطع شد فهمیدم میخواد بیاد بیرون به همین خاطر سریع رفتم زیره پتو
___________________
۵دقیقه بعد
کوک:پرنسسم چشماتو باز کن میدونم بیداری
ا.ت:
کوک:یااااا ا.ت بلند شو دیرمون شده هواپیمت رفتتتتت
ا.ت:چی‌بدو بلند شو حاضر شو وای نه بد بخت شدیممممم(با حالته خابالو)
کوک:یااا ا.ت بشین اروم الکی گفتم
ا.ت:(با دستش میزنه رو شونه ی کوک) یااااا جونگکوکااااااااا
کوک:میانه😅(ترجمه:ببخشید) بیا بریم صبحانه بخوریم که ۳ پروازمون
از زبان کوک
با ا.ت صبحانه خوردیم و حاضر شدیم
کوک:ا.ت حاضری
ا.ت:اره اومدم
___________________
۴ ساعت بعد
از زبان ا.ت
هوفففف بلاخره رسیدیم
ا.ت: یا کوک میشه بریم ساحل تلوخدااااا🥺
کوک:اخه الان دیر وقته بزار برای فردا
ا.ت:آ اراسو(ترجمه:باشه)
۲۰ مین بعد
از زبان کوک
بلاخره رسیدیم خونه ولی یهچیزی داره اذیتم میکنه احساس میکنم ا.ت از دستم ناراحته
کوک:ا.ت میشه به لحظه بیای
از زبان ا.ت
کوک صدام کرد‌ از دستش ناراحت بودم که منو نبرد دریا ولی اشکال نداره،داشتم از پله ها میومدم پایین که یهو
دیدگاه ها (۰)

p4عروسک کوچولوی منا.ت:ک..کوک..او..اون... چی.چی..بودکوک:(میزن...

عروسک کوچولوی من

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

پارت ۱یروز توی خونه نشسته بودم که مامانم یهو اومد تو اتاق و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط