یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش

یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون



آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟



دست همه حاضرین بالا رفت!



سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد



ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.



و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه



کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!



و باز دستهای حاضرین بالا رفت…



این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال



کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!



بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب



این اسکناس شود؟!



و باز دست همه بالا رفت!!!



سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش



اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید…



و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با



تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله



میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی



اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش



خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر



ارزشی هستیم
دیدگاه ها (۲۴)

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️اِلین به سه نام علامت‌خورده نگاه کرد.«اون ...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

P : 6

((((پارت شش)))))

فیک تهکوک «وارثِ زار»پارت سوم | پشت دردستگیره هنوز تکان می‌خ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وچهارم 𓆪 🖤🥀دستگیره‌ی در آرام چرخید.همه...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۹ بعد از رفتن دانش‌آموز جدید، چهار آل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط