چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود

چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود
محو چشمم، چشم ها و چشم من بر آب بود

چشم گفتم، چشم دادم، چشم پوشیدم، ز آب
من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
دیدگاه ها (۱۴)

ها والا

مـَـرد شدن حـاصلِ یـک لقـاح اتفـاقی ست!امــا مـَـرد بار آمــ...

ارباب خشن من ۱۳

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

ص ۵۶ پریسا گفت مخبوبی  روز اول گفت سیاوش ناراحت نشه از شما س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط