ولی واقعا محیط هر شبکه اجتماعی با همدیگه فرق میکنه

ولی واقعا محیط هر شبکه اجتماعی با همدیگه فرق میکنه
مثلا رفیقم الان تو اینستا ریچ کیدزه،تو تلگرام یه اسکوله، تو توییتر هم روشن فکره
اما تو فضای واقعی متاسفانه هیچ گوهی نیست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چطوری این دخترا عکساشونو میفرستن برا هم و هی قربون صدقه همدیگه میرن من یه سری ۲ تا عکسامو فرستادم برا رفیقم پرسیدم قشنگه؟ گفت برو ریدم تو خودتو عکسات به من‌ چه قشنگه یا نه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‏الان از جلوی دبیرستان رد میشی اگه تابلو رو نخونی فکر میکنی مهد کودکه، ما تو راهنمایی یه همکلاسی داشتیم قیافه ابوبکر بغدادی هیکل خودنگار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻳﺎﺭﻭ رفت انجمن اهداء اعضای بدن عضو شده،
جوگیرشد همه مربع هارو تیک زده!!!!
بعدازمرگش،

بیمارستان یه شلوارکردی بایه مشت سیبیل تحویل خانوادش دادن!!!
‌‌‌‌‌ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوشبحالتون شیک میخوابین . از همون زاویه ای که خوابیدین هم بیدار میشین. من هر روز صبح یکی باید بیاد گره ی من با پتو رو باز کنه. تازه معمولا هم گره کوره. یا منو باید قطع کنه یا پتو رو ببره.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به دختره میگم خونه تون کجاس؟

میگه… ۳yd hahaha

میگم کجا?

میگه… ۳yd hahaha

بهش میگم ناموسا متوجه نمیشم خونه تون کجاس….

میگه ای بابااااااااااااااااااا-سیدخندان دیگه …

اگه تریلی هیژده چرخ داشتم از روش رد میشدم…به همین برکت..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هیجده سالم بود لب پنجره اتاقم سیگار میکشیدم بابام اومد گفت داری چیکار میکنی؟ گفتم سیگار میکشم

اومد دستشو گذاشت رو شونم گفت مرسی که بهم دروغ نگفتی، بعد هولم داد افتادم رو تراس طبقه پایین
دیدگاه ها (۱۴۰)

به شوهر عمم گفتم هندزفریمو ندیدی؟گفت فکر کن ببین اگه هندزفری...

با دختره کافه بودم گفت به نظر من پسری که دستش تو جیب خودشه ج...

امروز رفته بودم شهرداری واسه انجام کار ساختمانیکارمنده پرسید...

‏من وقتی زندگی آدمای موفق رو میخونم همون در حین خوندنِ کار و...

~My Dream Life~

لته عشق pt 8سه نفر روی مبل نشسته بودن با فکر های بهم ریخته ا...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۸۷ویو راوی ماه ها گذشت و کل قصر منت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط