سلام سلاممم

سلام سلاممم
دیروز بهتون گفته بودم امتحان دارم حالا یه داستان جالبی اتفاق افتاد تو مدرسه بیا کپشن بهت بگم👇🏻
خب داستان از این قراره
معاونمون ۱ ماه پیش گفته بود که هشتم مهر که یعنی امروز ازمون امتحان از کتابهای سال پیش رو میگیره
منم که از اون موقع تا دیشب لای کتاب رو باز نکردم و حتی یک کلمه هم مرور نکردم
دیشب اومدم و همه‌ی کتاب ها رو خوندم ، تا صبح بیدار بودم تا بتونم درس بخونم
آقا ما صبح رفتیم مدرسه
زنگ اول گذشت ، یهو معاون گفت بیاین سر صف باهاتون کار داریم
خلاصه کل مدرسه سر صف ایستاده بودن
یهو یه مَرده ای اومد میکروفون رو برداشت
سلام و احوالپرسی کرد و سریع رفت سر اصل مطلب
گفت که آزمونی وجود نداره🙂
خلاصه همه دانش آموزا شروع کردن به همهمه کردن
این مَرده با مدیر و معاون هامون زدن زیر خنده
بعد دوباره مَرده گفت که وزارت آموزش پرورش شهرمون گفته که گولمون بزنن تا درس بخونیم و یه مرور بشه برای ما
بعد گفت برین تو کلاساتون 😑
گفتم به صورت خلاصه وار بگم براتون
به هر حال سر این خیلی حرص خوردم شوک بزرگی بهم وارد شد🥸
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

📚🤖 مطالعات اجتماعی هفتم با هوش مصنوعی! 🚀🔥 | خلاصه درس ۳ و ۴ ...

[ Soobin wants to talk ] 🦉 :: سلام فرشته های منننن اومدم بگ...

وای بزارید براتون یه خاطره تعریف کنم😂آقا تو دوران مدرسه (پار...

ببین میدونم این چند وقته یدونه آرت هم بیرون ندادم رو همون دو...

خب خب توجه کنید:دلیلی که پارت نزاشتم این چند روز این بود که ...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

فردا مدرسه ها باز میشه و ما باید درس بخونیم البته بیاید جنبه...

اگه رفتید مدرسه بیاید تعریف کنید چه جوری گذشتت✨🤧 به من که ام...

"سلام بچه‌ها.... 👋🏻"می‌دونم یهو غیبم زد و یه پیام دادم و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط