رمان ماه زیبای من پارت
رمان ماه زیبای من پارت⁶
لوید:یور جان تو هم دوست داری با آنیا بری؟
یور:ام ام من خب باشه حتما
لوید:خوبه عزیزم
آنیا:یوهو یوهو وای سرسره و تاب چه باحال
یور:باشه پس برو و بازی کن دخترم
آنیا:باشه مامان جون
*دامیان وارد پارک می شود*
*آنیا سرخ می شود*
آنیا:سلام پسر دوم
دامیان:تو این جا چیکار می کنی؟
آنیا:خب من اومدم بازی کنم
یور:وای آنیا ایشون هم کلاسی تو هست!
آنیا:آره
مامان دامیان:سلام خانم یور
یور:وای سلام
مامان دامیان:میشه پیشت بشینم عزیزم؟
یور:بله حتما
مامان دامیان:من مامان دامیان هستم
یور:آها منم مامان آنیام
آنیا:خب دامیان میای با هم بازی کنیم؟
دامیان:نه نمی خوام
آنیا:خب لطفااا؟
دامیان:نه نه
آنیا:لطفاااااا؟
دامیان:نه نمی شه
پایان پارت ششم منتظر پارت بعد باشید💚
لوید:یور جان تو هم دوست داری با آنیا بری؟
یور:ام ام من خب باشه حتما
لوید:خوبه عزیزم
آنیا:یوهو یوهو وای سرسره و تاب چه باحال
یور:باشه پس برو و بازی کن دخترم
آنیا:باشه مامان جون
*دامیان وارد پارک می شود*
*آنیا سرخ می شود*
آنیا:سلام پسر دوم
دامیان:تو این جا چیکار می کنی؟
آنیا:خب من اومدم بازی کنم
یور:وای آنیا ایشون هم کلاسی تو هست!
آنیا:آره
مامان دامیان:سلام خانم یور
یور:وای سلام
مامان دامیان:میشه پیشت بشینم عزیزم؟
یور:بله حتما
مامان دامیان:من مامان دامیان هستم
یور:آها منم مامان آنیام
آنیا:خب دامیان میای با هم بازی کنیم؟
دامیان:نه نمی خوام
آنیا:خب لطفااا؟
دامیان:نه نه
آنیا:لطفاااااا؟
دامیان:نه نمی شه
پایان پارت ششم منتظر پارت بعد باشید💚
- ۲.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط