مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشست

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشست
تا ندانم که چه شد
این دلِ دیوانه بی‌قرار آن دو گوی شد و شکست.
دیدگاه ها (۰)

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

به هر کوی و گذر، نامِ تو را پیدا نکردمدر این بازارِ شلوغ، گو...

هر کسی را نتوان گفت که حال دل ماست غمِ دل با که توان گفت، که...

مرا از چشم‌ها انداخت خوبی های بی‌‌حَدم که دل را می‌زند چیزی ...

من جسم و جان ندانم، من این و آن ندانم🌸من در جهان ندانم، جز چ...

عاشقانه های شبنم

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما می‌دانم آن چشم ها قاتل دلخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط