بلند شو و همراه کلاغ قصه ها به خانه ام بیا

بلند شو و همراه کلاغ قصه ها به خانه ام بیا

اینجا یکی از بودهای قصه سال هاست

چشم انتظار آن یکی نبود نشسته است !
دیدگاه ها (۷)

بعضی جاها فقط یک مقصد نیستن، خودشون یک تجربه‌ان…خانه ملاباشی...

«در هیاهوی روزمرگی، آرامش کجای خانه‌هایمان نشسته است؟»با خان...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

,جهان، آینه‌ای‌ست در برابر جان؛هر آنچه در دیگری می‌بینی،راهی...

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

هیچ نخی از من به زندگی وصل نیست.نه دلتنگی نگهم داشته،نه امید...

مادرم نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط