آنکه دائم نفسش حس تو را داشت ، منم !

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت ، منم !

این چنین ، عشق تو در سینه نگهـــداشت ،منم
آنکه در ناز فرو رفته و شاداب ، توئی . . .

آنکه دل کاشت ، ولی دلهره برداشت ، منم !

دگر آنکه ، نگشود دفتر احساس ، توئی . . .

آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم !

آنکه کافر، به دل مومن من ، بود توئی . . .

آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم !

آنکه بر سینه ی من ، خنجر غم کوفت ،توئی . . .

او که قامت ، به قد تیر، بر افراشت ، منم !

او که در باغ غزل ، گشت و خرامید ، توئی . . .

او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منم !

او که عاقل شد و راه خردش جست ، توئی . . .

آن که در مزرعه اش ، بذر جنون کاشت منم !
دیدگاه ها (۱)

بانو . . .مرد نبوده ای تا بدانی سَرت بر روی بازوانم امنیت تو...

حتـــے از هَمیــــن راه دور...شاید تو سُکـــوت میـان کلامم ب...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهـ...

.آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین ع شق تو در سینه نگ...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهـ...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت ، منم !این چنین ، عشق تو در سین...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت ، منم !این چنین ، عشق تو در سین...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط