ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را مهر لب او بر در این خانه نهادیم
دیدگاه ها (۲)

چقدر جای سوره ای به نام "پدر" خالیست...که این گونه آغاز شود:...

یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ...

هوا که بارانی میشود...دست دلمـ را میگیرمـ و راه می افتمـ در ...

در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت بر...

✍سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد چون می‌رود این کشتی سرگشته ک...

ما درس سحر در ره میخانه نهادیممحصول دعا در ره جانانه نهادیمد...

ما درسِ سحر در رَهِ مِیخانه نهادیممحصولِ دعا در رَهِ جانانه ...

#عاشقانه_های_من#عاشقانه #دلبرانه#عاشقانه_های_خاص#زیبا #جذاب ...

در خَرمَنِ صد زاهِدِ عاقل، زَنَد آتشاین داغ که ما بر دلِ...

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم...

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتشاین داغ که ما بر دل دیوانه نهادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط