گریه کردم زیر بارون ، تا تو اشکامو نبینی

گریه کردم زیر بارون ، تا تو اشکامو نبینی
تویی که برای قلبم ، اولین و آخرینی

تا نفهمی که چه رنجی ، میکشه این دلِ خسته
تا نفهمی که دلِ من ، خیلی وقته که شکسته

تا نفهمی عاشقِ تو ، داره کم کمک می میره
تا ندونی باغِ قلبم ، یه کویرِ خشک و پیره

گریه کردم زیرِ بارون
اما حرفامو نگفتم
به غرورم تکیه دادم
تا پیشت از پا نیوفتم

تا نرنجی از غمِ من ، منی که دریای دردم
تا نشینه تویِ چشمات ، قطره هایِ پاکِ شبنم

تا نفهمی که چه دردی ، تو نگاهم شده پنهون
تا نشینه دمِ آخر ، تو چشات ، قطره ی بارون

تا بری سفر قشنگم ، بدونِ هراس و تردید
بری اونجا که بتونی ، بشی همنشینِ خورشید

گریه کردم زیرِ بارون
تا تو دردمو ندونی
نکنه دلت بسوزه
واسه این پیشم بمونی
دیدگاه ها (۱)

می روم ، اما نمی پرسم ز خویشره کجا؟ منزل کجا؟ مقصود چیست؟بوس...

#مازیار مقدم #دکلمه #اخ روزگار یه نفر خوابش میاد واسه خواب ج...

Allahım neydi günahımخدای من چی بود گناه منGünahım neydi All...

^فیک جونگکوک^(پارت۱۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط