سفرهای تنهایی

سفــــرهـای تـنـهایـی ...

همیشـــــه بهـتـرنـد ...

کنـارِ یکـــ غریبـه می‌‌نشینـی...

قهـوه اتـــ را مـی‌‌خـوری ...

سـرت را بـه پشتـی‌ صندلی ...

تکیـــه میـدهـی‌ ...

تا وقتــــــ بـگـذرد ...

به مقـصـد کـه رسـیـدی ...

کیـفـــــ و بـارانـی اتــ را ...

بـــــر میـــــداری ...

بـه غـریبـه ی کنارتـــــ ...

سـری تکـان می‌‌دهـی‌ و مـی‌‌روی ...

همیـن کـه زخـمِ آخریـن آغـوش را ...

بـه تـن‌ نمـی‌کشـــــی ...

همیـن کـه از دردِ خـداحـافظی...

بـه خـود نـمـی‌‌پـیـچــــی ...

همیـن کـه تلخـی‌ یـک بـغـض را ...

بـا خـودتـــــ از شهـری ...

بـه شـهــــری نمـیـبـری ...

همیـن یعنــی‌ ...

سفـــــرتـــــ سلامتــــــــ ...
دیدگاه ها (۲۴)

هــر قلـبـی "دردی" دارد ...فقــط نحوه ی ابـراز آن ...متـفـاو...

ﻧﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﻧﺸﺪ ...ﺗﻮ ﺭﺍ ...ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ...ﺻﺪﺍﻗﺘﺖ ...

گآهیـــــــ ...اَز دوستــ ـدآشتَنــ هآیَمـ ...اِحسآسـ ِ پَرو...

ﺩﺭ ﺑـﺎﺯﯼ ﺯﻧـدﮔـﯽ ...ﯾـﺎﺩ ﻣـﯽ ﮔﯿـرﯼ ...اﻋﺘﻤـﺎﺩ ﺑـه ﺣﺮﻓﻬـﺎﯼ ﻗﺸ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط