بچه بودم قرار بود عموم اینا بیان خونمون نذری داشتیم بابام

بچه بودم قرار بود عموم اینا بیان خونمون نذری داشتیم بابام گفت عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی اورده بود میگی عمو خودت شیرینی هستی چرا شیرینی اوردی اگه گل اورد میگی عمو خودت گلی چرا گل اوردی .منم گفتم باشه .خلاصه عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند اورده.من بچه بودم میفهمی؟؟؟بچه:-(
دیدگاه ها (۱)

یکی از معجزات گوگوش این هست که 40 سال پیش این روزا رو پیش بی...

بابام میگه گوشیو بذار بالا سرت سرساعت ۶ بیدارمون کنه..میگم چ...

نميدونم چرا ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ،ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯿﻤﻮ ﺧﻮﺭﺩﻩ!...

.هميشه بچگيام دوس داشتم وقتى گريه ميکنم بغلم کنن و بگن :هيشش...

وقتی تو مدرسه اذیتت می کردپارت آخرویو صبح ات. بیدار شدم رفتم...

رمان اجبار تا عشق

I Love you...but I don't know...How can I saying this...to y...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط