#سناریو
#سناریو
موضوع= وقتی دختر پنج سالش بدجوری تب میکنه و مادرشم نیست و دست تنهاست
نامجون= هششش آروم باش قربونت برم من بابایی گریه نکن دیگه عشقم
&خیلی درد دارم بابا ( گریه وحشتناک)
نامجون=الهی بمیرم برات بابایی بیا این قرص رو بخور آهان خوب حالا دراز بکش یکم بخواب باشه؟(سرشو نوازش میکنه)
&باشه (میخوابه)
جین=(دستمالو آروم آروم میزاره رو پیشونیش)
&(جیغ می نه)آیی بابا من خیلی سردمه
جین=طاقت بیار خوشگلم الان تموم میشه فدات شم من (پیشنویش رو میبوسه)
یونگی=
&بابایی خیلی حالم بده (میره تو بغلش)
یونگی=الهی دورت بگردم میدونم بابایی اما تحمل کن قول میدم زودی خوب میشی(محکم بغلش میکنه)
جیهوپ= دورت بگردم من تروخدا اینو بخور آخه چرا هیچی نمیخوری دخترم
&نمیتونم حالم خیلی بده(اشک)
جیهوپ=جونم جونم بیا ببینم اینجا الهی فدات شم من بابایی درکت میکنم نتونی چیزی بخوری پس بیا این سوپ رو آروم آروم بخور (بهش سوپ میده)
&باشه(سرشو میزاره رو سینش و سوپ میخوره )
جیمین= (دراز کشیدن رو تخت و جیمین بغلش کرده و موهاشو نوازش میکنه)
&بابایی من خیلی حالم بده کی قراره خوب بشم
جیمین=خوب میشی قربونت برم بهت قول میدم عشقم (سرشو میبوسه)
تهیونگ= بابایی لج نکن دیگه این شربتو بخور فدات شم اگه نخوری بدتر میشه ها
&نه نمیخوام این خیلی تلخه(بچگونه و کیوت با صدایی که به خاطر سرما خوردگی گرفته)
تهیونگ=الهی قربونت بشم من خوشگلم بیا ببینم بغلم آهان خوب اگه تو قول بدی که این یه قاشق شربتو بخوری منم بهت شکلات میدم باشه(لپشو محکم میبوسه)
&واقعا بهم میدی
تهیونگ=اره عزیزم قول میدم
&باشه پس منم میخورم
جونگکوک= (خیلی حالش بد بود توی خونه بهش سرم زده بودن و بچه هم خیلی درد داشت)
آیی کاش من به جای تو بودم بابایی خیلی درد داری
&اوهم(بغض و چشمای اشکی )
جونگکوک=الهی من قربون اون بغضت بشم دخترم زودی خوب شو فدات شم من طاقت درد کشیدنت رو ندارم (دستی که توش سرم هست رو آروم میبوسه)
🌻منتظر فیک جدید باشین🌻
موضوع= وقتی دختر پنج سالش بدجوری تب میکنه و مادرشم نیست و دست تنهاست
نامجون= هششش آروم باش قربونت برم من بابایی گریه نکن دیگه عشقم
&خیلی درد دارم بابا ( گریه وحشتناک)
نامجون=الهی بمیرم برات بابایی بیا این قرص رو بخور آهان خوب حالا دراز بکش یکم بخواب باشه؟(سرشو نوازش میکنه)
&باشه (میخوابه)
جین=(دستمالو آروم آروم میزاره رو پیشونیش)
&(جیغ می نه)آیی بابا من خیلی سردمه
جین=طاقت بیار خوشگلم الان تموم میشه فدات شم من (پیشنویش رو میبوسه)
یونگی=
&بابایی خیلی حالم بده (میره تو بغلش)
یونگی=الهی دورت بگردم میدونم بابایی اما تحمل کن قول میدم زودی خوب میشی(محکم بغلش میکنه)
جیهوپ= دورت بگردم من تروخدا اینو بخور آخه چرا هیچی نمیخوری دخترم
&نمیتونم حالم خیلی بده(اشک)
جیهوپ=جونم جونم بیا ببینم اینجا الهی فدات شم من بابایی درکت میکنم نتونی چیزی بخوری پس بیا این سوپ رو آروم آروم بخور (بهش سوپ میده)
&باشه(سرشو میزاره رو سینش و سوپ میخوره )
جیمین= (دراز کشیدن رو تخت و جیمین بغلش کرده و موهاشو نوازش میکنه)
&بابایی من خیلی حالم بده کی قراره خوب بشم
جیمین=خوب میشی قربونت برم بهت قول میدم عشقم (سرشو میبوسه)
تهیونگ= بابایی لج نکن دیگه این شربتو بخور فدات شم اگه نخوری بدتر میشه ها
&نه نمیخوام این خیلی تلخه(بچگونه و کیوت با صدایی که به خاطر سرما خوردگی گرفته)
تهیونگ=الهی قربونت بشم من خوشگلم بیا ببینم بغلم آهان خوب اگه تو قول بدی که این یه قاشق شربتو بخوری منم بهت شکلات میدم باشه(لپشو محکم میبوسه)
&واقعا بهم میدی
تهیونگ=اره عزیزم قول میدم
&باشه پس منم میخورم
جونگکوک= (خیلی حالش بد بود توی خونه بهش سرم زده بودن و بچه هم خیلی درد داشت)
آیی کاش من به جای تو بودم بابایی خیلی درد داری
&اوهم(بغض و چشمای اشکی )
جونگکوک=الهی من قربون اون بغضت بشم دخترم زودی خوب شو فدات شم من طاقت درد کشیدنت رو ندارم (دستی که توش سرم هست رو آروم میبوسه)
🌻منتظر فیک جدید باشین🌻
- ۲۱.۷k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط