بر صف دشمن برو حمله ور امد

بر صف دشمن برو حمله ور امد
خنجرو تیر و سنان از گذر امد
دست علم دار عشق از بدن افتاد
مشک پرز اب آن صف شکن افتاد
برخاک غم/افتد علم/بسته رهش/دست ستم
ساقی بی دست و مشک مانده به میدان
ز چشمه چشم او خون شده جوشان
ارزویش دیدن روی برادر او که نسیم اورد بوی برادر
گرچه راه برگشت ببسته با نا امیدی
درکمین قلبش نشسته خصم پلیدی
اید تا عمود برفرقش فرود لرزان نای دل از عزایشششششش
حسین جان فدایت
دیدگاه ها (۸)

تا بین میدان ساقی میخانه افتادیادِ سه ساله دختر، آن حنانه اف...

💠 مرثیه سقا ▫️ شریعه فرات را عده‌ای از تیراندازان محافظت می‌...

زینب بزرگ،ای دختر علی، خشم مقدسی که بر انگیختی زدل در اندرون...

عبّاس بن على علیه‌السلام پرچمدار لشکر امام حسین علیه‌السلام ...

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

🔻دعای قنوت رهبر شهید انقلاب«رضوان الله تعالی علیه»در نماز جم...

تصاویرحاج علی مهدوی نژاد فاطمیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط