تا به اینجا که رسیده‌ام، صدبار زمین خورده و هزار بار بلند

تا به اینجا که رسیده‌ام، صدبار زمین خورده و هزار بار بلند شده ام، از بلندترین قله‌های زندگی افتاده‌ام، دوام آورده و ادامه داده‌ام... چه دیوارها که فرو نریخته و چه پل‌ها که خراب نکرده‌ام‌. برای من حالتِ بدتری وجود ندارد!
می‌بوسم دست آدم‌هایی را که وارد زندگی‌ام شدند تا به لطفِ ضربه‌هایی که به پیکره‌ی اعتمادم زدند، مرا پخته و آب دیده کنند.
که ماندند تا به من ثابت کنند؛ جای احساس، یک گوشه ی دنج و دست نیافتنی است نه در معرضِ دیدِ آدم‌ها!
و جواب هر سلامی را نباید داد،
و حرمتِ هیچ وداعی را نباید شکست،
و به هر نگاه و کلام شیرینی نباید دل بست!
جایی که من ایستاده‌ام حالتِ بدتری وجود ندارد!
آنقدر آب از سرِ دلخوشی هایم گذشته که دیگر نه هراسی از افتادن دارم، نه اشتیاقی برای ایستادن،
برایم فرقی نمی کند!
دارم در کمالِ بی خیالی و آرامش، زندگی‌ام را می کنم ...
دیدگاه ها (۲)

یه روزایی واسه داشتنت نشستم خیال بافتم و هی دلتنگی رو وسط بغ...

🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻᒽدرخواستیᒻژانر: عاشقانه • دوست صمی...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #خدا #زندگی #انسان #کار_خوب #زیبا #خ...

سریال غم های ما

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

📸 عکس آخرپارت چهارم: «نامه‌ای که دیر رسید»هفت سال گذشته بود....

پروانه جان

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط