روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود

روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود

گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو
بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود

دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را
تا زنخدانش چو گوی و زلف چون چوگان بود

گر ز دو هاروت او دلها نژند آید همی
درد دلها را ز دو یاقوت او درمان بود

من به جان مرجان و لولو را خریداری کنم
گر چو دندان و لب او لولو و مرجان بود

راز او در عشق او پنهان نماند تا مرا
روی زرد و آه سرد و دیدهٔ گریان بود

زان که غمازان من هستند هر سه پیش خلق
هر کجا غماز باشد راز کی پنهان بود

بر کنار خویش رضوان پرورد او را به ناز
حور باشد هر که او پروردهٔ رضوان بود

هر زمان گویم به شیرینی و پاکی در جهان
چون لب و دندان او یارب لب و دندان بود


سنایی
دیدگاه ها (۴)

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_سی_و_چهارموادی عشق چو راه ظلمات آسا...

ای زلف تو چون مار و رخ تو چون گنجبی مار تو بیمارم و بی گنج ت...

هر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی رسیدیکردی فلک ترنج پیکرری...

.النصر:ورأيت الناس يدخلون في دين الله أفواجا ...

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایست...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

__سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است،کسی سر بر ...

شعر زمستان اخوان ثالث .. سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط