دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت
یک حس گمشده آهسته شروع میکند به جوانه زدن...
سلام می کنی
چشمت مست تماشای گنبد طلا میشود...
بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا میگیرد...
زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟

دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا...
💗 💗 💗 💗
زنگ نقاره ی تو باز پریشان شده است
یک مسیحی وسط صحن، مسلمان شده است
من ازاین بوسه زدن های به دَرْ فهمیدم…

💞 تولدت مباااارک حضرت عشق💞
دیدگاه ها (۱۱)

دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ...

بین الحرمیناینجا، میان دو آسمان ایستاده‌ا‌م؛ میان دو خورشید....

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

شاه خراسان

❤️❤️❤️دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آ...

🌻دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ...

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط