یه روز تو گرمایی بودیم که شتر می مرد پدرم به من گفت:(توی

یه روز تو گرمایی بودیم که شتر می مرد پدرم به من گفت:(توی این گرمای سوزان چی می چسبه گفتم یه آب خنک گفت نه گفتم چی پس گفت یه چای گرم بعد من داشتم سکته می کردم 😂🤣☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕
دیدگاه ها (۰)

غذا خوردن گردی❤️💚💛🧡💙💜🏳️‍🌈 لایک و فالو یادتون نره🧡

نام قدیمی شهر های ایران 💜💙💚💛🧡🧡❤️❤️ لایک و فالو یادتون نره ...

🍕پیتزا مال کدوم کشور🍕 اگه گفتی❤️🧡💛💚💙لایک و فالو یادت نره🍁

وایی رقصشو 😭😟😢#بی_تی_اس #موسیقی #کلیپنفر بعدی در کار نیس

پارت ۳ ندیمه ی عمارت یک ساعت بعد از آب گرم لباسم رو پوشیدمقل...

پارت ۲ندیمه ی عمارتساعت ۸ و نیم بود که،ماشین و،فرستادماز شب ...

پارت ۴ندیمه ی عمارتشب بود بهترین لباسمو پوشیدمکل بدنم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط