نه غزل نوشته بودم،

نه غزل نوشته بودم،

نه ترانه ای سرودم

که به حرمت سکوتم،

تو به دیدنم بیائی

نه سراغ من گرفتی،

نه سخن به نامه گفتی

به همان بهـانه ای که،

نشنیده ای ندائی
‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌

💙
دیدگاه ها (۹)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۸ | «اسم کامل» 🖤✉️آن شب......

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

سلام کیوتچه ها🎀خب من این رمان رو نصف نیمه ول کرده بودم ولی خ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت یازدهمکوک به نایک خیره مانده بو...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط