شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند
در تنور داغ آغوشت ، چه نازی می کند

در تو می پیچد تمام واژه های پیکرش
در میان بوسه هایت یکه تازی می کند

می شود آن کس که باید باشد و باید شود
عاشقی را پیش چشمت صحنه سازی می کند

مثل مجنون می شود در پاره ای از لحظه ها
چون که لیلا دائماً عاشق نوازی میکند

شعر من ... آری ... تو باشی . جور دیگر میشود
وصف غم ها را فقط با فعل ماضی میکند

بی خیال درد و غمهای درونی می شود
چون تو هستی ، ادعای بی نیازی میکند💋 💋 💋
دیدگاه ها (۳۷)

حال و احوالم را که می پرسی، دلم دامنی بلند می پوشد و اطوار م...

خدا اون چشماتو دید جام شرابو آفریداز تو جادوی چشات داروی خوا...

سرخطِ خبرهای جهان خط لبانتدنیا شده مبهوتِ دو ابروی کمانتآنقد...

بیا تا برج جانم را ،،، به قربانت فرو ریزمازاین بیشم اگرخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط