حکایت ما آدم ها …

حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند
دیدگاه ها (۱)

گاهی وسط یک فکرگاهی وسط یک خیابانسردت می کنندداغت می کنندرگ ...

وقتی از درد به خود می پیچیدمهمسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می...

بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد…وَقتی وآژِه هآ دَ...

سکوتـــــــــــــ …و دیگر هیچ نمی گویم …!که این بزرگترین اعت...

#سناریو ۱_ وقتی که بعد از اینکه از هم دیگه جدا شدیم ( اونا گ...

سناریو درخواستی

بیاین به هیچ آیدلی هیت ندیم.. آرمی هستین، بلینکی هستین، استی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط