آسمان را...

آسمان را...
زمین را...
همه را مینگرم...
و اما باز هم زندانیم...
در خاطرات تو....
دیدگاه ها (۵)

• می‌آیی و نظام غزل می‌خورَد به‌همشکل غزل به شکلِ تو تغییر م...

بی گدار به آب می زنندگوزنی که تفنگ را نمی شناسدزنی که عشق را...

بــدتــریــن دو راهـــــــی ایـــن اســـت کـــه ..!نمـــیدان...

گاهیآدم دلشفقطیک دوستت دارم می خواهد که نمیرد...!

>>>>>>>هعییی.. با دیدن اینا همه ی خاطرات کوچکیم تو سرم باز م...

ماه اسمان دل تاریکم شدی شب سیاهم را تو روشن کردی

♦️عمدا به زمین خورده ام پا نشدم تاتو از کرمت باز مرا دست بگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط