گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود . . .ب

گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود . . .به علت بی توجهی،یک لنگه از کفشهای نو او،که به تازگی خریده بود از پنجره ی قطار بیرون افتاد.
گاندی بلافاصله لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.مسافران دیگر با تعجب به او نگاه کردند و علت این کارش را پرسیدند.
او با لبخندی رضایت بخش گفت:"یک لنگه کفش نو برای من بی مصرف است،ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوشحال خواهد شد"
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آنکه خود داشته باشیم،دیگران را از آن برخوردار کنیم.
دیدگاه ها (۵۳)

شمارش پسرا تو باشگاه هنگام وزنه زدن :1. يک2.دو3.سع4.چاع5.پَع...

مشکل ما درفهم زندگیستلذت بردن را یادمان ندادند!همیشه درانتظا...

چه خوش گفت مترسک سر جالیز؛پای رفتن که نباشد، همین یک پا هم ا...

قرن هاست جستجوگر آدم هستمتا لذت خوردن یک سیب سرخ را با او تج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط