ما شوالیه‌های دهه‌شصتی بودیم؛ با اسب‌های گلدارمون تا آخرِ

ما شوالیه‌های دهه‌شصتی بودیم؛ با اسب‌های گلدارمون تا آخرِ خیال می‌تاختیم.

اسب‌هامون فقط یه پشتی گلدار بود، اما برای ما تندترین اسب دنیا محسوب می‌شد. نه زره داشتیم، نه شمشیر واقعی؛ فقط یه مشت خیال که هر روز قوی‌ترمون می‌کرد. تو همون کوچه‌های ساده، با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین ماجراجویی‌های زندگیمون رو ساختیم.

شاید اسب‌هامون واقعی نبود، اما خاطره‌هاشون از خیلی چیزهای واقعی، موندگارتره..


💯
دیدگاه ها (۰)

پارت: 27 (بخش1) **زاویه دید: زین**هوای رختکن بعد از تمرین مث...

⁦☂️⁩از یه جایی به بعد زندگیمون رو می‌کشیم روی زمین و می‌بریم...

تو زندگیت کسی بوده که وقتی همه‌جا تاریک شده، کنارت وایسه؟ هم...

اسواران یا کاتافراکت هاسوار نظام سنگین سلاح پارسیکاتافراکت ا...

(2)اسب با دلخوری، سرشو پایین انداخت و به فکر فرو رفت. اون با...

ایران زخمی است اما زانو نزده

🇮🇷 ایران زخمی‌ست، اما زانو نزده.در سرزمینی که تپش قلبش از خو...

ایران زخمی‌ست، اما زانو نزده.در سرزمینی که تپش قلبش از خون ک...

ایران زخمی‌ست، اما زانو نزده.در سرزمینی که تپش قلبش از خون ک...

به نام خدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط