اگر اشک بودی تو را روی چشمان خود مینشاندم..اگر آه بودی تو
اگر اشک بودی تو را روی چشمان خود مینشاندم..اگر آه بودی تو را نیمه شبها به لب میرسانم..اگر مهر بودی به دنبال تو در دل آسمان میدویدم..اگر ماه بودی فروغ تو را چون غباری به سر میفشاندم..اگر زهر بودی تورا چون می نوش سر میکشیدم...اگر مرگ بودی شتابان به سوی تو پر میکشیدم..اگر خاک بودی در آغوش سرد تو جا میگرفتم..اگر پاک بودی شبی پیکرت را به بر میکشیدم...اگر موج بودی چو طوفان به دنبال تو میدویدم..اگر اوج بودی چو خورشید آخر به تو میرسیدم..اگر ابر بودی همه عمر در سایه ات مینشستم..اگر جام بودی..اگر جام بودی تورا میشکستم.....دریغا،دریغا..نه اشکی،نه آهی،نه مهری،نه ماهی،،نه زهری،نه مرگی،نه خاکی،نه پاکی،،نه جامی؛نه موجی،نه ابری،نه اوجی......تو آن خود پرستی که پیمان شکستی.....پیمان شکستی
- ۲.۱k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط