با آنکه بے دلیل رها میکنے مرا

با آنکه بے دلیل رها میکنے مرا
آنقدر عاشقم که نمے پرسمت چرا؟
در پیچ و تاب عشق،به معناے هجر نیست
رودے ز رود دیگر اگر مے شود جدا
خون مے خوریم در غم و حرفے نمے زنیم
ما عاشق توایم؛ همین است ماجرا...
خوش باد روحِ آنکه به ما با کنایه گفت
گاهے به قدر صبر بلا مے دهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمے رسد
شیرِ نفس بریده به آهوے تیزپا
اے عشق! اے حقیقتِ باورنکردنی
افسانه اے بساز خود از داستان ما...
دیدگاه ها (۱۰)

‍ بعد تو رفتم و یک گوشه گُم و گور شدماز تو و از همه ی خلق خد...

سر سودای تو هرگز ز سر ما نرودبرود این سر سودایی و سودا نرودپ...

هر ثانیه بی تو برایم مثل سالی ست یکبارِ دیگر دیدنت خواب و خی...

ای که هوای منی بی تو نفس ادعاستذکر کمالات تو تذکرﺓ الاولیاست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط