تو هیچوقت صدای خودتو از پشت تلفن شنیدی؟؟؟

تو هیچوقت صدای خودتو از پشت تلفن شنیدی؟؟؟
هیچ میدونی صدات از اسپیکرِ گوشی که بیرون میریزه، دله ذره ذره‌ی هوای این اتاقو میلرزونه و من همون هوای عاشقِ دلداده رو نفس میکشم و هوات میره تو ریه‌هام و صدات تو سینه‌م غوغا میکنه و صدای قلبمو بالا میبره؟؟؟
.

همیشه صداتو که میشنوم، صدای قلبمم اونقد میره بالا که میشنومش...
هماهنگ میشه با حرفای تو و انگار موزیک زیرصدا پخش میکنه واسه حرفای تو که روزمره‌ترینشم واسه من رمانتیک‌ترینه!!!
تو هیچ میدونی وقتی پشت همین تلفن بهم میگی دوستت دارم اول از همه خود گوشی گُر میگیره از تبِ عشق و داغ میکنه و بعد این داغی از همون دستم که گوشیو گرفته از همون گوشم که گوشیو چسبوندم بهش میاد و میاد و پخش میشه تو جونم؟
تمامِ تنم سِر میشه با صدات و من مست میشم و اونقد گیج و منگ که دیگه نمیشنوم چی میگی...

فقط دلم میخواد بگی
هی بگی و بگی و بگی و حرفات تموم نشه...
وقتی پیشم نیستی...
وقتی نگاهتو, دستاتو, نفساتو کم دارم،
صدات از پشت تلفن خوب یاد گرفته جور هرچی ندارمو بکشه و
دنیامو مث وقتی رو آب دریا میخوابم، غرقِ خوشی و آرامش و ترس کنه...
.
دیدی وقتی رو آب میخوابی چقد مست و آرومی, اما دلهره‌ی یه موجِ بلند که بیاد یهو بگیرتت تو بغلش و رهات نکنه و نفستو ببرّه، رهات نمیکنه؟؟؟

پشت تلفن صدات همونقد مستم میکنه و همونقد دلهره به جونم میندازه چون لمس دکمه قطع تماس و تموم کردنِ این خوشی و باز غرق شدن تو این فاصله‌ی دور از تو کار یه لحظه‌ست و دلخوشیِ مستانه‌ی من به هیچی بند نیست
تمومش نکن
زود قطع نکن
وقتی اینجا نیستی من جز با همین صدای از پشت تلفنت بلد نیستم
دنیامو بسازم و زندگیمو سر کنم...
دیدگاه ها (۲)

💭 سی سالگی به بعد که عاشق شوی دیگر اسمش را نمی نویسی کف دس...

تمام شهربوی عطر بهار گرفته وتمام من بوی تو کجایی بهار دارد م...

حال من با دیدن رویت چه #عالی می شود آمدی امشب دلم حالی به حا...

رمان جیمین و ا/ت پارت سه

#سناریو وقتی اجرا دارن و تولدشونه و تو بدون اینکه چیزی بگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط