عراقی ها دست به پاتک زدند وشروع کردند به پیشروی.غلامرضا ب
عراقی ها دست به پاتک زدند وشروع کردند به پیشروی.غلامرضا بی سیم چی گروه ویژه ای از نیروهای زبده شد و رفت جلوی آنها.مقاومت در برابر عراقیها هم دستور فرمانده لشکر بود،هم خواسته بچه ها.پاتک دشمن تهدید جدی علیه همه نیروها به حساب می آمد.آتش شدید دشمن هرلحظه سنگینتر وشرایط سخت ونفس گیر میشد.دلم پیش غلامرضا بود،هرلحظه گزارش میداد،اما گزارشهایش نگران کننده بود وطاقت شنیدن آنرا نداشتیم.خبرشهادت بعضی بچه ها را که میداد بندبند وجودم پاره میشد.حلقه محاصره تنگتر شد،خودش گرفتار کمین دشمن شد.لحظه های آخر صدایش از پشت بی سیم با زیروبم زیادی همراه بود اما باشادی میگفت:ما هم درحال پروازیم،التماس دعا...هرچی صدایش زدم جوابی نداد!غلامرضا رفته بود پیش خدا **
شهید غلامرضا عزلتی مقدم ** راوی:علی صفارنیا ####
یادش گرامی وراهش پررهرو باد. * صلوات *
شهید غلامرضا عزلتی مقدم ** راوی:علی صفارنیا ####
یادش گرامی وراهش پررهرو باد. * صلوات *
- ۵۵۰
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط