هر زمان که فکر میکنم او را کامل شناخته ام اتفاقی می افتد

هر زمان که فکر میکنم او را کامل شناخته ام، اتفاقی می افتد و متوجه میشوم هنوز بخش هایی کشف نشده در درونش وجود دارد.

هنوز شکنندگی ها و آسیب پذیری های دلنشینی دارد که درک شان از زیبا ترین بخش های رابطه ام با اوست.

هر زمان که فکر میکنم عمیق ترین نوع صمیمیت را با او تجربه میکنم، با رخ دادنِ اتفاقی متوجه میشوم هنوز به اندازه ی کافی درکش نمیکنم و هنوز هم بخش هایی در رفتارم وجود دارد که او را آزار میدهد.

بعد از این همه مدت ، هنوز در حال کشفش هستم.
و کشف هیچ آدمی در هیچ رابطه ای، به اندازه ی این آدم برایم لذت بخش نبوده و نخواهد بود.

هر زمان که انکارش کردم، هر زمان که درکش نکردم و هر زمان که به ناحق به او حمله کردم، سرزنشش کردم و هر زمان که به او سخت گرفتم که حق نداری اشتباه کنی، با صبر و با همان چشمانِ همیشه امیدوارش به من نگاه کرد و سکوت کرد.

انگار میدانست که دوباره به او برمیگردم و دوباره در آغوشش خواهم کشید و من هم هر بار برمیگشتم.
هر بار.

و این زیباترین بخش رابطه مان است.
صبر او و ناامید نشدنش از من و برگشتِ من و عمیق تر دوست داشتنش.

او، شگفت انگیز ترین رابطه ای ست که تجربه میکنم و خوشحالم هنوز این فرصت را دارم که بیشتر و بیشتر خودم را در کنار او و او را در کنار خودم کشف کنم.
#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۲۲)

زنهاچیزهای غیر منتظره را دوست دارند؛وسط یک چهار راهِ شلوغ دو...

میگویند از عشق یک طرفه بپرهیزید!عشق یک طرفه نوعی سم است....ک...

اگر به چند سال پیش برگردم به چشمانم نگاه میکنم و میگویم: هیچ...

حوصله ی هیچ کس را ندارم، بالاخره آدم روزی به اینجای زندگی هم...

فرزند نفرین شده

واقعیت عشق

یه تک پارتی از سونگمین نوشتم ...درخواستی بود ولی خب خیلی آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط