خدایا...

خدایا...
آغوشت را امشب به من می دهی؟
برای گفتن، چیزی ندارم!

فقط می شود من بغض کنم؛ تو بگویی: مگر خدایت نباشد که اینگونه بغض کنی...

می شود من بگویم: خدایا...؟
تو بگویی: جان دلم،

می شود بیایی...؟ تمنا میکنم...
گله دارم...از که نمیدانم ... از چه نمیدانم...!

این روزها دردی برمن سنگینی میکند؛
که نمیدانم دلیلش چیست، کیست..!
بی حس شده ام و کمی خسته...
از تمام جهانت...!

دلم اطمینان میخواهد....و اندکی آرامش...
میدانم که میدانی ویقین دارم که بخشنده ترینی!

مرا را دریاب.....
دیدگاه ها (۱)

حس آن پنجره ام که سالهاستکسی در پس آن منتظر هیچ کس نیست ...

♥COMMENT PLZ♥ ظاهر؟ 1ساده2بانمك3جذاب4خوشگل5زشتشخصيت؟1آروم2...

حس آن پنجره ام که سالهاستکسی در پس آن منتظر هیچ کس نیست ...

نمردیمو سوار ماشین موسویم شدیم.................................

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط