به تو که فکر میکنم

به تو که فکر میکنم
به گمانم دوباره اخم کرده ایی
و من سرشار می شوم از آنچه که نیست”
و بیزار از آنچه که هست”

من در عکس تو را گریه میکنم
زندگی میکنم”تمام جاده ها را
می روم بلکه نگاهت را برگردانم”
من فرسخها از تو دورم
ولی همین جا
پهلوی این سکوت و تنهایی
تو همیشه مخاطب تمام شعرهایم هستی

تنها تویی فرمانروای نوشته هایم
شعر هایم را مدتهاست ورق نزده ایی
بیا این چشمهای جامانده
لای دفترم را کمی باز کن”

زیبایی تو”
به اندازه قدمت زندگی اصیل است”
می شود برای همیشه
به عاشقانه های آرام چشم های تو سفر کرد و بر نگشت”
می شود در بوی موهایت یک عمر زندگی کنم
می شود لباسهایت را روی یک عمر نابینایی دلم بگذارم”
میشود
می شود بیایی
باور کن خسته ام از
تمام خواستن ها و نشدن ها!!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ بودنم ﺭ...

به بودنی مبتلایم که در جنگی نا برابر مرا به اسارت می برد در...

مرا که میشناسیوسواس دارموقتِ رفتنتمام خاطرات را تا میکنممیگذ...

تنها که باشیشطرنج در تمام زندگی اترسوخ می کندتا یادت بماند ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط