تقدیر ما هجر است دوری میکشد ما را

تقدیر ما هجر است دوری میکشد ما را
باید صدا زد لحظه مردن مسیحا را

چشمان ما خیره بدست مردم دنیاست
خرج همه جز یار کردیم این تمنا را

آقا سرش خلوت شد و ما بیخیال اصلا
یکبار دنبالش نمیگردیم صحرا را

مجنون کجا و ما کجا؟ ما نیستیم عاشق
وقتی که گم کردیم ده ها قرن لیلا را

خود خواسته بیمار بیماریم، پر دردیم
از غیر میگیریم جای او مداوا را

روزی به پایان میرسد چشم انتطاری ها
حل میکند با پرچم سرخش معمارا

در کربلا و در نجف در طوس و سامرا
رفتیم از شوقش تمام این حرم ها را

یک بستر بی بستری یک چادر حاکی
هر ثانیه دوری زهرا کشت مولا را
دیدگاه ها (۱)

بی مهر فاطمه دل ما ارزشی نداشتبی اشک های او گل ما ارزشی نداش...

«از زبان حضرت زهرا(سلام الله)کنار مزار پیامبر اکرم صلی الله»...

رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان منزهرای من حبیبه ی من مهربان منمی...

از بسکه دلم را غم جانکاه گرفتهراه نفس از پیچ و خم آه گرفتهیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط