یا مَنْ إِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ
یا مَنْ إِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ
مردی از نزدیکان آمد و روبرو آن بزرگوار ایستاد
و به فحش و ناسزا و دشنام پرداخت
اما ایشان صبوری کردند و پاسخی ندادند
بعد از رفتن آن مرد به همراهانشان گفتند:
سخنان آن مرد را شنیدید اگر دوست دارید با من بیایید تا پاسخ مرا نیز بشنوید.
آنها هم مشتاقانه قبول کردند تا ببینند در مقابل بی ادبی آن مرد ایشان چه پاسخ دندان شکنی خواهند داد.
در میان راه متوجه شدند که حضرت مدام این آیه را با خود تلاوت میکنند:
«...وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿134﴾ »
«آن کسانی که خشم خویش را فرو میخورند و از خطای مردم در میگذرند (نیکوکارند و) خدا نیکوکاران را دوست دارد»
(آل عمران،134)
هنگامی که به در خانه آن مرد رسیدند
حضرت فرمودند:« به صاحب خانه بگویید علی بن الحسین (علیهم االسلام) بیرون در ایستاده!»
آن مرد با خود گفت حتما آمده تا تلافی کند.
اما مولا و سرورمان امام زین العابدین علیه السلام به محض آنکه او را دیدند با خوشرویی فرمودند:
«برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و آنچه خواستی گفتی، اگر آنچه گفتی در من هست من هم اکنون از خداوند آمرزش میطلبم و اگر در من نیست از خدا میخواهم تو را بیامرزد.»
آن مرد بسیار شرمنده شد، عذر خواهی کرد، حضرت را بوسید و عرض کرد: من چیزهایی را گفتم که در شما نبود و خودم بدانچه گفتم سزاوارترم.
(ارشاد مفید، ج 2، ص 145- 146)
«السلام علیک یا سید الساجدین(علیه السلام)»
اللهم عجل لولیک الفرج
خاکستر پروانه منم.....
مردی از نزدیکان آمد و روبرو آن بزرگوار ایستاد
و به فحش و ناسزا و دشنام پرداخت
اما ایشان صبوری کردند و پاسخی ندادند
بعد از رفتن آن مرد به همراهانشان گفتند:
سخنان آن مرد را شنیدید اگر دوست دارید با من بیایید تا پاسخ مرا نیز بشنوید.
آنها هم مشتاقانه قبول کردند تا ببینند در مقابل بی ادبی آن مرد ایشان چه پاسخ دندان شکنی خواهند داد.
در میان راه متوجه شدند که حضرت مدام این آیه را با خود تلاوت میکنند:
«...وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿134﴾ »
«آن کسانی که خشم خویش را فرو میخورند و از خطای مردم در میگذرند (نیکوکارند و) خدا نیکوکاران را دوست دارد»
(آل عمران،134)
هنگامی که به در خانه آن مرد رسیدند
حضرت فرمودند:« به صاحب خانه بگویید علی بن الحسین (علیهم االسلام) بیرون در ایستاده!»
آن مرد با خود گفت حتما آمده تا تلافی کند.
اما مولا و سرورمان امام زین العابدین علیه السلام به محض آنکه او را دیدند با خوشرویی فرمودند:
«برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و آنچه خواستی گفتی، اگر آنچه گفتی در من هست من هم اکنون از خداوند آمرزش میطلبم و اگر در من نیست از خدا میخواهم تو را بیامرزد.»
آن مرد بسیار شرمنده شد، عذر خواهی کرد، حضرت را بوسید و عرض کرد: من چیزهایی را گفتم که در شما نبود و خودم بدانچه گفتم سزاوارترم.
(ارشاد مفید، ج 2، ص 145- 146)
«السلام علیک یا سید الساجدین(علیه السلام)»
اللهم عجل لولیک الفرج
خاکستر پروانه منم.....
- ۴۳۵
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط