شعر مرگ سهراب سهری

شعر مرگ سهراب سهری



و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت

و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد

و بدانیم که پیش از مرجلن خلائی بود در اندیشه ی دریاها

مرگ پایان یک کبوتر نیست

مرگ وارونه ی یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است

سهراب سهری
دیدگاه ها (۵)

و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت و بدانیم اگر نور نب...

و نترسیم ازمرگ مرگ پایان کبوترنیست مرگ وارونه ی یک زنجره ن...

زندگی رسم خوشایندی استزندگی بال و پری دارد با وسعت مرگپرسشی ...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

مردن ارا مه هر جور آوَو نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

مرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه ی یک زنجیر نیست مرگ در ذهن ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط