بی من خوشی، وگرنه از آن تو می‌شدم

بی من خوشی، وگرنه از آن تو می‌شدم
جان می‌سپردم آخر و جان تو می‌شدم
‌
گفتم که مُردم از غم و گفتی به حرف نیست!
ای کاش من حریف زبان تو می‌شدم
‌
معشوق روزگار غزل‌های ناب! کاش
هم‌عصر شاعران زمان تو می‌شدم
‌
ای عمر چندروزه‌ی دنیا! بدون عشق
تا کی اسیر سود و زیان تو می‌شدم؟
‌
پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی
ای مرگ داشتم نگران تو می‌شدم...🦋🦋


سنون مهربان اورگووه قوربان اولوم من سنسیز نجور گولوم.
دیدگاه ها (۰)

‏چشم در ‌چشمِ تو‌ هر ثانیه دیدن داردچشم من از تو تمنای شنیدن...

هــر زمانی باغبان می بالد از روئیـدنتمیخک و مریم شکوفا می شو...

غم رسید و.....ناڪَهان اشڪے!!!بھ مژڪَانم چڪید...قلب من ماتم ڪ...

بیا اے خستھ خاطر دوست،اے مانند من دلڪندھ و غمگین، من اینجا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط